محمد حسن سمسار

267

جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى )

منزل هفتم كارزين پنج فرسنگ . منزل هشتم لاغر هشت فرسنگ . منزل نهم كران هشت فرسنگ . منزل دهم چهار منزل از كران تا سيراف سى فرسنگ « 367 » » ابن بلخى در جاى ديگر در شرح راه شيراز به سيراف مىنويسد . « خنيفقان ديهى بزرگ است و بر سر راه فيروز آباد است و آن را بپارسى خنافگان خوانند و از آنجا تا فيروز آباد سخت راه دشوار است . تنگها و كوهستان درشت و لگام گيرها است و آن راه مخوف باشد از پياده دزد و هواء آن سردسير است معتدل و منبع رود برازه‌كى رود فيروزآباد است از آنجا است و مردم آنجا كوهى طبع باشد اما در اين ايام همايون خلدها الله آن راه و غير آن ايمن است و كس رازهره نيست كى فسادى كند « 368 » » مسير اين راه تا شهر فيروز آباد همان مسير پيشين بود ، اما از فيروز آباد بسوى جنوب غرب متوجه ميشد . از فيروز آباد راه تازه به كارزين و لاغر ميرفت . در لاغر راه به دو شاخه تقسيم ميشد . شاخه‌اى به طرف هزو و شاخه ديگر متوجه كران و سيراف ميگرديد . بدين‌سان راه شيراز بسيراف نزديك به يك برابر و نيم افزايش يافت . بدين ترتيب ملوك كيش ( بنى قيصر ) با بستن راه كشتىها و جلوگيرى از ورود آنها بسيراف ، در حقيقت راه تنفس و زندگى سيراف را بستند . و چون سيراف بجز از راه تجارت درآمد ديگرى نداشت رو بويرانى نهاد . در فاصله سالهاى نگارش فارسنامه ابن بلخى ، يعنى دهه اول سده ششم تا سفر ياقوت بسيراف يعنى آغاز سده هفتم ه . دانستنىهاى ما درباره سيراف بسيار نارساست . به نظر ميرسد به همان نسبت كه كيش رو بآبادانى و پيشرفت ميرفت ، سيراف رو بويرانى مىنهاد .

--> ( 367 ) - فارسنامه ابن بلخى ص 163 . ( 368 ) - فارسنامه ابن بلخى ص 164 .